ناتاشا هاسدورف در یک مناظره با موضوع اینکه آیا ضدیت با صهیونیسم یهودستیزیه، صحبتهای جالب و قانعکننده رو آورده که خلاصهای ازش رو اینجا براتون میارم. این خلاصه میتونه خیلی از گرههای ذهنی ما ایرانیها که صرفا از رسانههای رژیم و چپ دنیا فقط و فقط حمله به اسرائیل رو دیدم، کمی باز کنه.
برخلاف باور ما آدمها، که هر کدوم حس میکنیم بهترین و بیطرفانهترین قضاوتها رو از وقایع داریم، باید گفت که تاثیر رسانهها روی باورهامون بسیار بیشتر از چیزیه که تصور میکنیم. اگه فکر میکنید که اسرائیل واقعا یک دولت غاصب، آپارتاید و استعمارگره، بهتره که یه قدم به عقب بردارید، و یک بار دیگه به قضیه نگاه کنید.
قبل از هر چیزی باید با کلمه صهیونیسم، که گاهی به عنوان فحش بین طرفداران جمهوری اسلامی و گروههای چپ استفاده میشه صحبت کنیم. صهیونیسم یعنی قائل بودن به حق مردم یهودی برای داشتن یک دولت خودمختار. به عبارت سادهتر اگه شما این حق رو به مردم یهودی در سرزمین اسرائیل بدید که خودشون رو یک ملت بدونند، در نتیجه شما هم یک صهیونیستید.
اگه الان شروع کردید به قضاوت یهودیها در خصوص حقشون بر اون سرزمین، همینجا ترمز کنید. قرار شد پیشداوری نکنیم. قدم به قدم جلو میریم.
آیا صهیونیسم یک ایدئولوژی سیاسیه؟
یه تفاوت بسیار بزرگ و روشن بین صهیونیسم و ایدئولوژی سیاسی وجود داره. برخلاف ایدئولوژی سیاسی، صهیونیسم در خصوص چگونگی ساختارِ جمعیت، یا موقعیت مرزها یا قانونگذاری و اجرای قوانین در یک دولت یهودی صحبت نمیکنه؛ به همین خاطر نمیتونیم اون رو یک ایدئولوژی سیاسی بدونیم. صهیونیسم صرفا به این معنیه که یک دولت یهودی حق داره که وجود داشته باشه.
آیا اسرائیل اشغالگره؟
اسرائیل یک پروژه برای اشغال یا استعمار یک منطقه نبوده و نیست بلکه داستان درست عکس اونه. بسیاری از یهودیهای بومی در اون منطقه ریشه دارند و اجدادشون تا برسه به خودشون برای سدهها اونجا زندگی کردند. حقیقت اینه که اعرابِ سلطهگر که به راحتی بخش بزرگی از دنیا رو مستعمرهٔ خودشون کردند و جمعیتهای مختلف کشورهای همسایهشون رو به مرز نابودی کشوندند، تلاش کردند و میکنند که اون بخش باریک رو هم از یهودیها بگیرند و تبدیلش کنند به یک منطقه کاملا عربنشین. هرچند بعضیهاشون ادعاهایی برخلاف اون میکنند ولی برای رد اونها رجوع کنید به تصویر زیر و همینطور بخش پایینی در خصوص نسلکُشی .
اسرائیل رو میشه یه جنبش ضداستعماری در برابر سلطهگری اعراب، کشورگشایی مسلمونها و استعمار بریتانیا در نظر گرفت. داستانی که یهودیها رو اشغالگر قلمداد میکنه، تنها تلاشش اینه که یهودیهای ریشهدار در اسرائیل رو که تمام این سالها و قرنها ساکن اون مناطق بودند رو نادیده بگیره. به عبارت بسیار سادهتر، میخواد اونها رو به واسطه داستانسرایی از خونه خودشون بیرون بندازه.
پاکسازی قومی/نژادی
زمانیکه پنج ارتش عرب و عربهای محلی به دولت تازه تاسیس اسرائیل بعد از طرح سازمان ملل (۱۹۴۸) حمله کردند، نزدیک ۷۰۰هزار عربِ ساکن اون مناطق، بنا به درخواست همون دول عرب اونجا رو ترک کردند و بخشی از اونها ترجیح دادند بمونند. میدونید چه اتفاقی برای اونهایی که موندند افتاد؟ تبدیل شدند به شهروندان اسرائیل و الان حدود ۲میلیون عرب اسرائیلی نوادگان همونها هستند که تابعیت اسرائیل رو با تمام حقوق شهروندی دارند. فقط تصور کنید که برعکس این اتفاق افتاده بود و اسرائیلیها به دست مسلمونها میافتادند. چه میکردند؟ احتمالا همون بلایی که در ۷ اکتبر سر شهروندان ساده (و نه نظامی) اسرائیل در جشنواره موسیقی آوردند.
بد نیست الان یه نگاهی به پاکسازی نژادی از سمت کشورهای منطقه و اعراب بندازیم. تا حالا حدود ۸۵۰هزار یهودی از کشورهای مختلف عربی رونده شدهاند (یمن، الجزایر، مصر، مراکس، سوریه، لبنان و عراق). قضیه وقتی جالب میشه که بدونید یهودیها از مناطقی رونده شدهاند که پدران و پدربزرگهاشون برای قرنها اونجا زندگی میکردند. کشورهای عربی تقریبا جمعیت یهودیِ خودشون رو نابود کردند و در برابرش اسرائیل ۲ میلیون جمعیت عرب رو با تمامی حقوق شهروندی داره. از طرفی گروههای تروریستی مانند حماس و حزبالله هدفی جز نابودی کامل اسرائیل با شعار معروف از رود تا دریا ندارند.
حالا با دقت به این سوال فکر کنید: چه کسی در حال نسلکُشیه؟ اعراب یا اسرائیل؟ چه بخوایم بر اساس اعمال گذشته قضاوت کنیم چه بخوایم بر اساس نیتهای آینده، پاسخ این سوال از روز روشنتره.
آپارتاید و تبعیض
محاله که یه مخالف اسرائیل رو ببینی که از دهنش کلمه «آپارتاید» خارج نشه. همونجور که بالاتر گفتم، شهروندان عرب در جامعه اسرائیل نهتنها حل شدند بلکه بخش بزرگی از جامعه، در حدود ۲۰٪ جمعیت، رو همین اعراب تشکیل میدن. از قضا آزادترین عربهای خاورمیانه، همینها با تابعیت اسرائیلاند. عربها منصبهای گوناگونی هم دارند؛ مثلا شهردار، افسران ارتش و رؤسای پلیس و اعضای پارلمان و دیوان عالی قضایی. میشه به مورد سلیم جبران به عنوان قاضی دیوان عالی در خصوص پرونده مقامات رسمی و بلندپایه اسرائیلی اشاره کرد.
مورد سلیم جبران از موارد جالبیه که یک قاضی دیوان عالی که از قضا عرب بود، مسئول رسیدگی به پرونده مقامات رسمی و بلندپایه اسرائیلی شد.
در نهایت، چیزی به اسم آپارتاید یا تبعیض در اسرائیل به شکلی که در رسانهها میبینید وجود نداره و شهروندان عرب همون حقوق و فرصتهایی رو در جامعه اسرائیل دارند که بقیه شهروندان دارند. اصلا چیزی به اسم تبعیض بر اساس نژاد و جنسیت در اسرائیل وجود نداره که بخوایم اون رو یک نظام آپارتایدی بدونیم.
نسلکُشی
تهمت نسلکشی از اون تهمتهای بزرگ ولی غیرواقعیه که به دولت اسرائیل میزنند. یهودیها خودشون قربانیان نسلکشی قرن بیستم بودند و شاید همینجاست که یه عده تصمیم گرفتند جایگاه اونها رو از قربانی به مجرم تغییر بدن. در اصل این واقعیتِ وارونهشده اونقدر تکرار شده که برای بعضیها یک اصل پذیرفته شدهست. سابقه تاریخی نسلکشی عربها در برابر یهودیها سابقه تاریخی داره و آخرینش تلاش ۷ اکتبر بود که با این نیت انجام شد. هرچند این ایده با وجود ارتش قدرتمند اسرائیل بسیار احمقانه بود، اما این چیزی از نیت خبیثانه حماس و همفکرانش کم نمیکنه.
حماس، با علم به اینکه میتونه با کُشتهسازی همدلی رسانهها و در نهایت مردمِ سادهلوح (در کنار شارلاتانهای فاندبگیر) رو جذب کنه، زیربناهای نظامیش رو در مناطق غیرنظامی و شهرنشین مثل مساجد، مدارس و بیمارستانها قرار میده و از شهروندانش به عنوان سپر انسانی برای تسلیحات نظامی استفاده میکنه.
در نقطه مقابلِ این، IDF تمام تلاشش رو میکنه که میزان تلفات غیرنظامی رو به هر شکلی پایین بیاره. نمونههای متعددی از پخش تراکت، تماس و پیام به شهروندان برای تخلیه محلههایی وجود داره که تروریستها برای مقاصد نظامی مثل راکتپراکنی یا انبار کردن مهمات ازشون استفاده میکنند. اقداماتی که اسرائیل در این جهت انجام میده، خیلی بیشتر از چیزیه که قوانین بینالمللی از اون میخوان که انجام بده ولی با این حال اونها این کار رو برای حفظ جون شهروندان انجام میدن. این نکته هم در نظر بگیرید که اطلاعرسانیِ قبل از حمله، عنصر غافلگیرانه رو از بین میبره و هزینههای اسرائیل برای نابودی تروریستها رو به شدت افزایش میده. این هزینهها حتی شامل جون سربازهای اسرائیلی هم میشه و صرفا مادی نیست. با این حال اسرائیل اونقدر اخلاقمدار عمل میکنه که حاضره چنین هزینههایی رو پرداخت کنه، اما میزان تلفات غیرنظامی رو پایین نگه داره. در کل ارتش اسرائیل یکی از دقیقترین ارتشهای دنیا با میزان تلفات جانبی بسیار پایینه.
حالا رویکرد اسرائیل و گروههای ضد اسرائیل مثل حماس رو نسبت به این مسأله قضاوت کنید. میشه با اطمینان گفت که جون شهروندان «فلسطینی» برای اسرائیل باارزشتر از خود حاکمانیه که این فلسطینیها برای خودشون انتخاب کردند.
تهمت نسلکشی بخشی از استراتژی جنگیِ حماسه که تلاش میکنه با قربانی کردنِ مردم فلسطین و بزرگنمایی یک طرف قضیه، فشارهای بینالمللی روی اسرائیل قرار بده تا اسرائیل از تلاشهاش برای دفاع از خودش دست بکشه. فشارهایی که در نهایت در خدمت نسلکشی اعراب برای پاک کردن منطقه از اسرائیلیها از رود تا دریاست.
شما کدوم طرفِ این داستان میایستی؟ من به عنوان یک ایرانی تمام قد کنار اسرائیلم. #IraniansStandWithIsrael